
نوایی که در جشنواره گم شد
جشنواره ی موسیقی فجر همچون بسیاری از اتفاقات مهم فرهنگی حواشی بسیاری داشت و که این حواشی گاهی تا شعاع نسبتا برزگی از اخبار هنری را تحت تاثیر قرار میدهد. جشنوارهی بیست و چهارم به لحاظ اجرای گروهای پاپ بسیار معروف نهتنها از این قاعده مستثنی نبود بلکه تاثیرش بیشتر نیز بود تا جاییکه یکی از بزرگترین اتفاقات فرهنگی و هنری چند سال اخیر را تحت پوشش قرار داد.
بی شک خبر کنسرت استاد محمد موسوی که به مدت سه شب در تهران اجرا شد، یکی از بی نظیرترین وقایع هنری بود که متاسفانه رسانهها با بیتوجهی از کنارش گذشتند. برهمهی اهل فن مبرهن است که تکنوازی هر سازی در این مدت بسیار طولانی نهتنها جذاب نیست بلکه در بسیاری از مواقع شنونده و حتی خود نوازنده را خسته میکند. صدای یکنواخت تمامی سازهایی که قابلیت تکنوازی دارند یکی از این عوامل است. به عنوان مثال ساز سنتور که از محدودهی خاص صدایی برخوردار است اگر با تبحر و تجربهی نوازنده همراه نباشد هرگز نمیتواند برای مدت طولانی به خودنمایی بپردازد. در سازهایی مانند تار و سهتار که از صدای ملایمتر و حتی وسعت بیشتری نسبت به سنتور برخوردارند، کمابیش از این قاعده پیروی میکنند. نی تنها سازی است که در آن میتوان دو صدای مجزای بم و زیر شنید. اگر نوازندهی این ساز از تجربهی کافی برخوردار باشد میتواند با تقسیم اجرای خود بر روی صداهای مختلف نی از یکنواختی صدای آن بکاهد و گوش شنونده را برای شنیدن مشتاقتر کند. محمد موسوی تنها نینوازی است که به طور مستقل از گروه و خواننده و تنها با همراهی سازهای ضربی به اجرای برنامه پرداخت. برنامههایی که مدتش گاهی به بیش از دو ساعت میانجامد که این شیوه بعدها الگویی برای دیگر نینوازان شد. او سالها از محضر بسیاری از اساتید موسیقی بهره برده و اینک خود یکی از بزرگترین ردیفدانان موسیقی ایران است.
وی از معدود نوازندههایی ست که خوانندهای همچون استاد شجریان با وی به اجرای مرکب خوانی اقدام کرده زیرا نهتنها موسوی جواب آواز را به بهترین نحو میدهد بلکه سالها همنشینی با اساتید موسیقی او را به یکی از اساتید ردیف نواز تبدیل کرده است. او با تکیه بر تجارب و استعداد خود این جسارت را پیدا کرد تا برای اولین بار در ایران برای مدت بیش از دو ساعت بدون وقفه تنها با همراهی دو ساز ضربی(تنبک و دف) در سال 1371 در تالار وحدت به اجرای کنسرت بپردازد. نگارنده خوب به یاد دارد در روزگار کودکی مجری برنامهی «هنر و اندیشه» نوید برنامهای خاص را به بینندگان داد و آن برنامه پخش یکی دوساعت از کنسرت محمد موسوی در تالار وحدت بود. بنابراین میتوان محمد موسوی را یکی از تنها اساتیدی دانست که سازش در سیمای جمهوری اسلامی به نمایش درآمد. این شیوهی نوازندگی سالها در بین نینوازان رواج داشت و هنوز هم کمابیش همهی تکنوازان نی سعی دارند موسویوار بنوازند. محمد موسوی سالهاست به بیماری قلبی مبتلاست و با وجود انجام عملهای جراحی متعدد هنوز با قدرت و توانایی سابق مینوازد. از قدرت و شفافیت ساز موسوی هرآنچه گفته شود بیاغراق حق مطلب ادا نشده و باوجود اینکه نگارنده سالهاست از دور از محضر بزرگان در نی نوازی بهره میبرد باز از نوشتن جنس صدای نی موسوی ناتوان است. کنسرت آذرماه 87 تهران مجالی شد تا برای اولین بار موسوی را از نزدیک درک کرده و صدای نیاش را مستقیما بشنوم.
او در این کنسرت از همراهی ساز دیوان بهره برد. آنچه در نظر نگارنده دلیل همراهی این ساز بود را میتوان دو عامل دانست. اول اینکه موسوی به دنبال صدایی نو در کنسرت نینوازیاش بود تا از فرم همیشگی خارج شود و با وجود تکراری بودن تقریبا تمام قطعات، نوآوری را به شنونده القا کند و دوم موسوی 62 ساله همچون گذشته توانایی تکنوازی یک نفس را در دو ساعت ندارد و ساز دیوان را از آن جهت انتخاب کرده تا کمک ناچیزی در اجرا بکند و در ضمن صدای نی نیز استقلال خود را حفظ کند چه بسا اگر به جای آن از سه تار، صدای نی دیگر نمود فعلی را نداشت. این انتخاب را میتوان از هر جهت نشانهی زیرکی موسوی در اجرا دانست که از تکنوازی حرفهای چون او غیر از این هم انتظار نمیرفت. این کنسرت در دو بخش مستقل شور (شور وابوعطا و...) و همایون (همایون و شوشتری) اجرا شد. اجرای تکنیکهای خاص موسوی همچون «دوصدایی(بم وزیر)» و گریهی نی از نکات قابل توجه بود. در بخش اول قطعهای کوتاه برگرفته از آهنگهای سماع قونیه اجرا شد. اجرای چهارمضراب معروف شوشتری در بخش دوم نیز بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
سومین و آخرین شب این کنسرت در حالی برگزار شد که هنرمندان طراز اولی همچون شهرام ناظری، سعید ثابت و در دیگر شبها فرهنگ شریف، مجید درخشانی و دیگر اهالی موسیقی به شنیدن نوای موسوی آمده بودند. در میان جمعیت چهرههای آشنایی چون ابوالحسن مختاباد، علیرضا فداییان، علیرضا پورامید، حریر شریعت زاده، صادق طباطبایی دیده میشدند. یکی از جنبههای جالب و شاید تاسفبرانگیز این برنامه این بود که کنسرت شب سوم تماما از نظر زمانی با جشنوارهی بیستوچهارم موسیقی فجر تداخل داشت. و این باعث شد حتی حضور خوانندهی سرشناسی همچون شهرام ناظری هم حساسیت خاصی را برای خبرگزاری ها ایجاد نکند. درمجموع میتوان کنسرت محمد موسوی را در برنامه ی کنسرتهای امسال یک اتفاق دانست. اجرای شب سوم کنسرت موسوی در حالی صورت گرفت که در همان ساعت، چند پله بالاتر، کنسرت پاپ « محسن یگانه » در حال اجرا بود در حالی که نیمی از مخاطبان حاضر در سالن را جوانان تشکیل میدادند. این برنامه بار دیگر این نکته را یاد آوری کرد که هنوز تکنوازی صحیح ساز ایرانی مخاطبان خود را داراست. در پایان مانند همیشه، امید است تکنوازان و مسئولین این جمعیت تشنه را دریابند و در آینده شاهد اینگونه کنسرتها باشیم .
بی شک خبر کنسرت استاد محمد موسوی که به مدت سه شب در تهران اجرا شد، یکی از بی نظیرترین وقایع هنری بود که متاسفانه رسانهها با بیتوجهی از کنارش گذشتند. برهمهی اهل فن مبرهن است که تکنوازی هر سازی در این مدت بسیار طولانی نهتنها جذاب نیست بلکه در بسیاری از مواقع شنونده و حتی خود نوازنده را خسته میکند. صدای یکنواخت تمامی سازهایی که قابلیت تکنوازی دارند یکی از این عوامل است. به عنوان مثال ساز سنتور که از محدودهی خاص صدایی برخوردار است اگر با تبحر و تجربهی نوازنده همراه نباشد هرگز نمیتواند برای مدت طولانی به خودنمایی بپردازد. در سازهایی مانند تار و سهتار که از صدای ملایمتر و حتی وسعت بیشتری نسبت به سنتور برخوردارند، کمابیش از این قاعده پیروی میکنند. نی تنها سازی است که در آن میتوان دو صدای مجزای بم و زیر شنید. اگر نوازندهی این ساز از تجربهی کافی برخوردار باشد میتواند با تقسیم اجرای خود بر روی صداهای مختلف نی از یکنواختی صدای آن بکاهد و گوش شنونده را برای شنیدن مشتاقتر کند. محمد موسوی تنها نینوازی است که به طور مستقل از گروه و خواننده و تنها با همراهی سازهای ضربی به اجرای برنامه پرداخت. برنامههایی که مدتش گاهی به بیش از دو ساعت میانجامد که این شیوه بعدها الگویی برای دیگر نینوازان شد. او سالها از محضر بسیاری از اساتید موسیقی بهره برده و اینک خود یکی از بزرگترین ردیفدانان موسیقی ایران است.
وی از معدود نوازندههایی ست که خوانندهای همچون استاد شجریان با وی به اجرای مرکب خوانی اقدام کرده زیرا نهتنها موسوی جواب آواز را به بهترین نحو میدهد بلکه سالها همنشینی با اساتید موسیقی او را به یکی از اساتید ردیف نواز تبدیل کرده است. او با تکیه بر تجارب و استعداد خود این جسارت را پیدا کرد تا برای اولین بار در ایران برای مدت بیش از دو ساعت بدون وقفه تنها با همراهی دو ساز ضربی(تنبک و دف) در سال 1371 در تالار وحدت به اجرای کنسرت بپردازد. نگارنده خوب به یاد دارد در روزگار کودکی مجری برنامهی «هنر و اندیشه» نوید برنامهای خاص را به بینندگان داد و آن برنامه پخش یکی دوساعت از کنسرت محمد موسوی در تالار وحدت بود. بنابراین میتوان محمد موسوی را یکی از تنها اساتیدی دانست که سازش در سیمای جمهوری اسلامی به نمایش درآمد. این شیوهی نوازندگی سالها در بین نینوازان رواج داشت و هنوز هم کمابیش همهی تکنوازان نی سعی دارند موسویوار بنوازند. محمد موسوی سالهاست به بیماری قلبی مبتلاست و با وجود انجام عملهای جراحی متعدد هنوز با قدرت و توانایی سابق مینوازد. از قدرت و شفافیت ساز موسوی هرآنچه گفته شود بیاغراق حق مطلب ادا نشده و باوجود اینکه نگارنده سالهاست از دور از محضر بزرگان در نی نوازی بهره میبرد باز از نوشتن جنس صدای نی موسوی ناتوان است. کنسرت آذرماه 87 تهران مجالی شد تا برای اولین بار موسوی را از نزدیک درک کرده و صدای نیاش را مستقیما بشنوم.
او در این کنسرت از همراهی ساز دیوان بهره برد. آنچه در نظر نگارنده دلیل همراهی این ساز بود را میتوان دو عامل دانست. اول اینکه موسوی به دنبال صدایی نو در کنسرت نینوازیاش بود تا از فرم همیشگی خارج شود و با وجود تکراری بودن تقریبا تمام قطعات، نوآوری را به شنونده القا کند و دوم موسوی 62 ساله همچون گذشته توانایی تکنوازی یک نفس را در دو ساعت ندارد و ساز دیوان را از آن جهت انتخاب کرده تا کمک ناچیزی در اجرا بکند و در ضمن صدای نی نیز استقلال خود را حفظ کند چه بسا اگر به جای آن از سه تار، صدای نی دیگر نمود فعلی را نداشت. این انتخاب را میتوان از هر جهت نشانهی زیرکی موسوی در اجرا دانست که از تکنوازی حرفهای چون او غیر از این هم انتظار نمیرفت. این کنسرت در دو بخش مستقل شور (شور وابوعطا و...) و همایون (همایون و شوشتری) اجرا شد. اجرای تکنیکهای خاص موسوی همچون «دوصدایی(بم وزیر)» و گریهی نی از نکات قابل توجه بود. در بخش اول قطعهای کوتاه برگرفته از آهنگهای سماع قونیه اجرا شد. اجرای چهارمضراب معروف شوشتری در بخش دوم نیز بسیار مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
سومین و آخرین شب این کنسرت در حالی برگزار شد که هنرمندان طراز اولی همچون شهرام ناظری، سعید ثابت و در دیگر شبها فرهنگ شریف، مجید درخشانی و دیگر اهالی موسیقی به شنیدن نوای موسوی آمده بودند. در میان جمعیت چهرههای آشنایی چون ابوالحسن مختاباد، علیرضا فداییان، علیرضا پورامید، حریر شریعت زاده، صادق طباطبایی دیده میشدند. یکی از جنبههای جالب و شاید تاسفبرانگیز این برنامه این بود که کنسرت شب سوم تماما از نظر زمانی با جشنوارهی بیستوچهارم موسیقی فجر تداخل داشت. و این باعث شد حتی حضور خوانندهی سرشناسی همچون شهرام ناظری هم حساسیت خاصی را برای خبرگزاری ها ایجاد نکند. درمجموع میتوان کنسرت محمد موسوی را در برنامه ی کنسرتهای امسال یک اتفاق دانست. اجرای شب سوم کنسرت موسوی در حالی صورت گرفت که در همان ساعت، چند پله بالاتر، کنسرت پاپ « محسن یگانه » در حال اجرا بود در حالی که نیمی از مخاطبان حاضر در سالن را جوانان تشکیل میدادند. این برنامه بار دیگر این نکته را یاد آوری کرد که هنوز تکنوازی صحیح ساز ایرانی مخاطبان خود را داراست. در پایان مانند همیشه، امید است تکنوازان و مسئولین این جمعیت تشنه را دریابند و در آینده شاهد اینگونه کنسرتها باشیم .
تاریخ انتشار : شنبه 14 دی 1387 - 00:00
افزودن یک دیدگاه جدید