
موسیقی در ایران دست به عصا حرکت میکند
کار در حوزه موسیقی تلفیقی از جمله دغدغههای بسیاری از هنرمندان ایرانی است. اما پیش از پرداختن به فعالیت در این زمینه، باید وضعیت و جایگاه موسیقی در کشور را مورد بررسی و پژوهش قرار داد، چراکه نقاط ضعف و ابهام بسیاری در حوزه اجرایی موسیقی داخل کشور به چشم میخورد که برطرف کردن آن میتواند هنرمند را برای حضور موفق در عرصههای دیگر و ارائه آثار ارزشمند راهنما باشد.
با گذشت بیش از 14 سال از شکلگیری موسیقی پاپ در ایران، همچنان نقاط ابهامی در حوزه موسیقی وجود دارد که متأسفانه این معضلات هنوز حل نشده و موسیقی دست به عصا حرکت میکند.
در حوزه موسیقی داخلی، ما با مسائلی چون رسانه، محدودیتهای رسانه ای، محدودیتهای اجرایی، عدم اولویت هدایت و حمایت بر نظارت و ممیزی مواجه هستیم. به جرات میتوان گفت یکی از بزرگترین مشکلاتی که در موسیقی داخل کشور وجود دارد اولویت نظارت و ممیزی نسبت به هدایت و حمایت است. در حالیکه اگر اولویت با هدایت باشد هنرمند میداند که در چه چارچوبی باید فعالیت کند و از کدام مرزها عبور نکند.
در شرایط کنونی بهترین چاره آن است که مسئولان و مدیران دلسوز تکلیف موسیقی را روشن کنند. اگر فعالیت در حوزه موسیقی منع قانونی دارد، که هنرمند قانونمدار است و کار خلاف قانون انجام نمیدهد اما چنانچه قانونی است، موازین و چارچوبی برای آن تعیین شود که فعالان این حوزه حد و حدود کار خود را بدانند. آنچه مسلم است موازین تعیین شده در این بخش نباید آنقدر بسته باشد که مانع بدعت و خلاقیت شود و نه آنقدر باز و لجام گسیخته باشد که موضوعات ضد اخلاقی را شامل شود.
تا زمانی که تکلیف موسیقی در داخل کشور به طور کامل مشخص نشده است نمیتوان و نباید وارد یک کار مشترک شد تا مبادا برچسب قانون گریزی به هنرمند زده شود. برنامههایی از این دست باید از طریق رایزنیهای فرهنگی انجام شود چراکه برنامهریزی برای این قبیل کارها باید توسط مسئولان و راهبران موسیقی کلان کشور صورت پذیرد.
البته بسیاری از این موانع به دلیل نبود گمانه زنیها و تعاملها پیشامد کرده است و تا زمانی که مسئله موسیقی در کشور ما به صورت شفاف تعریف نشود نمیتوان وارد کارهای مشترک شد.
موسیقی در رسانه ملی هم تعریف درست و مشخصی ندارد. در تلویزیون هنگام پخش موسیقی تصویری از خواننده و نوازندهها دیده نمیشود. گاهی حتی اسم خواننده اثر را هم نمینویسند ولی آهنگهای آنها را پخش میکنند در واقع مشخص نیست اسم نباید باشد ساز نباید باشد اگر اسم نیست پس چرا صدای خواننده هست؟ زمانی که تکلیف هنرمند با رسانه ملی مشخص نیست چگونه با خوانندهای که در رسانههایی که مدیران به هر دلیلی همکاری با آنها را مجاز نمیدانند کار مشترک اجرا کند؟ در حالی که این احتمال وجود دارد برچسب عدم اطاعت از قانون به او زده شود!
چگونه میتوان برای اجرای یک اثر مشترک، پا را فراتر گذاشت زمانی که ممکن است به خاطر ممنوعیتها، چارچوبها و مشکلات، کار توقیف شود؟ که توقیف در واقع پیامی محسوب میشود مبنی براینکه موسیقی در کشور ما قانونمند نیست!
باید این نکته را مدنظر قرار داد، زمانی که زبانهای مختلف، اشعار و افکار مختلف به واسطه فرهنگهای مختلف در کنار هم قرار میگیرند، این فرهنگ و زبان دو کشور و دو قشر مختلف است که به هم نزدیک میشوند و این میتواند محبوبیت را برای ملتی به ارمغان بیاورد. زیرا هنرمند یک مملکت به نوعی نماد فرهنگی یک کشور محسوب میشود و زمانی که یک هنرمند، فرهنگ کشور خود را به کشور دیگری میبرد اگر بتواند در بین مردم آن کشور جایگاه و محبوبیتی کسب کند در واقع باعث محبوبیت مردم کشور خود در یک کشور دیگر شده است.
اما متأسفانه هنوز در کشور ما بحث از موسیقی، بحث متعارفی نیست هنوز به هنر موسیقی مانند هنرهای دیگر نگاه نمیشود. این در حالی ست که تأثیرگذاری این هنر بیش از سایر هنرهاست. در شرایط کنونی آنچه از دست فعالان حوزه موسیقی برمیآید این است که سوءتعبیرهایی که در بین برخی مسئولان نسبت به این هنر وجود دارد را تبدیل به حسن نظر کنند.
منبع: خبر آنلاین
با گذشت بیش از 14 سال از شکلگیری موسیقی پاپ در ایران، همچنان نقاط ابهامی در حوزه موسیقی وجود دارد که متأسفانه این معضلات هنوز حل نشده و موسیقی دست به عصا حرکت میکند.
در حوزه موسیقی داخلی، ما با مسائلی چون رسانه، محدودیتهای رسانه ای، محدودیتهای اجرایی، عدم اولویت هدایت و حمایت بر نظارت و ممیزی مواجه هستیم. به جرات میتوان گفت یکی از بزرگترین مشکلاتی که در موسیقی داخل کشور وجود دارد اولویت نظارت و ممیزی نسبت به هدایت و حمایت است. در حالیکه اگر اولویت با هدایت باشد هنرمند میداند که در چه چارچوبی باید فعالیت کند و از کدام مرزها عبور نکند.
در شرایط کنونی بهترین چاره آن است که مسئولان و مدیران دلسوز تکلیف موسیقی را روشن کنند. اگر فعالیت در حوزه موسیقی منع قانونی دارد، که هنرمند قانونمدار است و کار خلاف قانون انجام نمیدهد اما چنانچه قانونی است، موازین و چارچوبی برای آن تعیین شود که فعالان این حوزه حد و حدود کار خود را بدانند. آنچه مسلم است موازین تعیین شده در این بخش نباید آنقدر بسته باشد که مانع بدعت و خلاقیت شود و نه آنقدر باز و لجام گسیخته باشد که موضوعات ضد اخلاقی را شامل شود.
تا زمانی که تکلیف موسیقی در داخل کشور به طور کامل مشخص نشده است نمیتوان و نباید وارد یک کار مشترک شد تا مبادا برچسب قانون گریزی به هنرمند زده شود. برنامههایی از این دست باید از طریق رایزنیهای فرهنگی انجام شود چراکه برنامهریزی برای این قبیل کارها باید توسط مسئولان و راهبران موسیقی کلان کشور صورت پذیرد.
البته بسیاری از این موانع به دلیل نبود گمانه زنیها و تعاملها پیشامد کرده است و تا زمانی که مسئله موسیقی در کشور ما به صورت شفاف تعریف نشود نمیتوان وارد کارهای مشترک شد.
موسیقی در رسانه ملی هم تعریف درست و مشخصی ندارد. در تلویزیون هنگام پخش موسیقی تصویری از خواننده و نوازندهها دیده نمیشود. گاهی حتی اسم خواننده اثر را هم نمینویسند ولی آهنگهای آنها را پخش میکنند در واقع مشخص نیست اسم نباید باشد ساز نباید باشد اگر اسم نیست پس چرا صدای خواننده هست؟ زمانی که تکلیف هنرمند با رسانه ملی مشخص نیست چگونه با خوانندهای که در رسانههایی که مدیران به هر دلیلی همکاری با آنها را مجاز نمیدانند کار مشترک اجرا کند؟ در حالی که این احتمال وجود دارد برچسب عدم اطاعت از قانون به او زده شود!
چگونه میتوان برای اجرای یک اثر مشترک، پا را فراتر گذاشت زمانی که ممکن است به خاطر ممنوعیتها، چارچوبها و مشکلات، کار توقیف شود؟ که توقیف در واقع پیامی محسوب میشود مبنی براینکه موسیقی در کشور ما قانونمند نیست!
باید این نکته را مدنظر قرار داد، زمانی که زبانهای مختلف، اشعار و افکار مختلف به واسطه فرهنگهای مختلف در کنار هم قرار میگیرند، این فرهنگ و زبان دو کشور و دو قشر مختلف است که به هم نزدیک میشوند و این میتواند محبوبیت را برای ملتی به ارمغان بیاورد. زیرا هنرمند یک مملکت به نوعی نماد فرهنگی یک کشور محسوب میشود و زمانی که یک هنرمند، فرهنگ کشور خود را به کشور دیگری میبرد اگر بتواند در بین مردم آن کشور جایگاه و محبوبیتی کسب کند در واقع باعث محبوبیت مردم کشور خود در یک کشور دیگر شده است.
اما متأسفانه هنوز در کشور ما بحث از موسیقی، بحث متعارفی نیست هنوز به هنر موسیقی مانند هنرهای دیگر نگاه نمیشود. این در حالی ست که تأثیرگذاری این هنر بیش از سایر هنرهاست. در شرایط کنونی آنچه از دست فعالان حوزه موسیقی برمیآید این است که سوءتعبیرهایی که در بین برخی مسئولان نسبت به این هنر وجود دارد را تبدیل به حسن نظر کنند.
منبع: خبر آنلاین
تاریخ انتشار : دوشنبه 7 اردیبهشت 1388 - 00:00
افزودن یک دیدگاه جدید