
چرا جشنواره؟
اولین ایامی که به حوزهی وبلاگنویسی وارد شدم، برایم بسیار جالب بود آدمهایی که این مطالب را مینویسند ملاقات کنم. حتی وقتی برای اولین بار با چند تن از وبلاگ نویسان موسیقی تلفنی حرف زدم کلی شادمانی کردم که با یکی از همفکرانم در موسیقی صحبتی داشتم. بعدها فهمیدم میتوان حتی با این آدمها با ایمیل و چت کردن بیشتر آشنا شد. نخستین دیدار با دوستان وبلاگنویس دیداری مجازی بود. رضا زارعی مبتکر گفتگوی مجازی همزمان بسیاری از دوستان وبلاگ نویس بود. در این نشستها که هر پنچشنبه برگزار میشد گاهی موضوعی پیش میآمد که همه دوست داشتند اظهار نظر کنند... واینگونه شروع شد. اولین نشست رسمی صاحبان پایگاهای مجازی در شیراز به ابتکار رضا زارعی بود که البته همراهی سجاد پورقناد به عنوان سردبیر هارمونی تالک هم ستودنی بود. با اینکه در آن نشست تنها سه چهار وبلاگنویس حضور داشتند ولی همین تعداد به قول آقای صداقت کیش در واقع بنیان گذار این این رسم یا جریان بودند. اردیبهشت 86 در شیراز فرصتی برای وبلاگنویسان بود تا مخاطبان خود را ببینند. با آنها در مواردی بحث کنند. دقیقا پس از آن نشست بود که اکثر این دوستان خود را موظف دیدند تا حرفه ایتر عمل کنند. زیرا تا به حال بسیاری از ما گمان میکردیم مخاطبان نیز مجازیند اما تازه در یافتیم خود ما منبعی برای اخبار دیگرانیم. تجارب، افکار، و دیدگاههای ما برای خیلیها جذاب بود که خود تصورش را نمیکردیم. پس با دیدگاهی دیگر کارمان را ادامه دادیم. این نشست زمینهای شد برای طرح نشستهای دیگر که البته دیگر با آن کیفیت انجام نشد. نشست دوم در خبرگزاری مهر بود در آخرین روزهای سال 87 که با استقبال کمی روبرو شد. دلیلش واضح بود. شب عید و گرفتاری مردم. البته اصلاعرسانی هم در این امر تاثیر داشت. به هر حال اینبار نشست بسیار جدی بود ولی برخلاف شیراز که 3روزه بود مدت این جلسه 2 ساعت بیشتر نبود. اما حضور هنرمندانی همچون پیمان سلطانی، حسین علیشاپور و روزنامهنگاران با سابقهای چون آقایان عاطفی و مختاباد و همچنین حضور و سخنرانی دکتر سریر به عنوان مدیر عامل خانهی موسیقی آیندهی زیبایی را پیش روی ما متصورکرد. همانجا طرح اولیهی جشنواره را دادیم. رای آورد و هیات داوران از همین افراد تعیین شدند. اما این که « چرا جشنواره؟ »، خود بحثی دیگر داشت.
اصولا برای پیشرفت در هر رشته نیاز به رقابت است. حتی اگر درس خواندن هم رقابتی باشد نتیجهاش جالبتر میشود چه برسد به نویسندگی. من معتقدم نسلی جدید از نویسندگان موسیقی در آستانهی تولد است که بر خلاف بسیاری از خبرنگاران و نویسندگان موسیقی پیشین (البته به جز چند تن) که حتی از موسیقی دریافت درستی نداشتند، این نویسندگان جدید آگاهی خوبی از کار خود دارند. فاکتورهایی مانند علاقه به موسیقی، نوازدگی، شنوندهی حرفهای بودن و قلم شیوا داشتن همه در این نسل به چشم میآید. این نسل از نویسندگان موسیقی بر خلاف دیگران برای دستمزد، مصاحبه نمیکنند، نمینویسند، گزارش تهیه نمیکنند. بلکه حتی گاهی خود خرج و مخارج عجیب و غریبی برای مصاحبه با یک هنرمند انجام می دهند. این نسل خود را وقف موسیقی میکنند. مقالههایی که اگر هر کدام در روزنامه قرار گیرد میتواند منبع درآمدی باشد، به وسیلهی وبلاگ نویسان در رسانهای قرار میگیرد که حتی بازدیدش در خور این همه زحمت نیست. مگر وبلاگ رسانه نیست؟ چرا هیچ کس به آن استناد نمیکند؟ چرا بازدید آن کم است؟ چرا وبلاگها برای بسیاری یک زرد نامه اند؟ اینها سوالاتیست که تمامشان یک راه حل مشترک داشت و آن برگزاری جشنوارهی وبلاگها و سایتهای موسیقی بود.
اهداف بسیاری در آیین نامهی جشنواره ذکر شده. این که وبلاگها به عنوان یک رسانه لااقل در ذهن مخاطبان رسمی شوند و اینکه حرف صاحبان وبلاگهای هنری به گوش خود موسیقیدانان برسد میتوانست بهانهی کافی را برای ادامهی کار به ما بدهد. جشنوارهای که از متن وبلاگ نویسان موسیقی برخواسته و از هیچ نهادی خط نمیگیرد. تنها پشتیبانی معنوی و مالی خانهی محترم موسیقی، برای عدم درگیری با ارشاد برای گرفتن مجوز و دیگر نامهنگاریهای مرسوم است. خانه ی موسیقی، خط آزاد فکری جشنواره را ارج نهاده . دکتر سریر نیز پیشتر در نشست اسفند 87 گفته بود: « ما به دنبال تولید اندیشه ایم نه محدود کردن آن». این نگاه خانه ی موسیقی به جشنواره قوت قلبی برای برگزار کنندگان آن بود.
جشنوارهی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران میتواند فرصت خوبی باشد برای ارزیابی آرای مخاطبان موسیقی. مخاطبانی که خود یک رسانهاند، برای استفادهی بهتر از این اندیشهها تنها راه برگزاری با شکوه این جشنواره است و این محقق نمیشود بجز شرکت هر چه بشتر وبلاگ نویسان موسیقی در این جشنواره.
* مسئول روابط عمومی جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران
اصولا برای پیشرفت در هر رشته نیاز به رقابت است. حتی اگر درس خواندن هم رقابتی باشد نتیجهاش جالبتر میشود چه برسد به نویسندگی. من معتقدم نسلی جدید از نویسندگان موسیقی در آستانهی تولد است که بر خلاف بسیاری از خبرنگاران و نویسندگان موسیقی پیشین (البته به جز چند تن) که حتی از موسیقی دریافت درستی نداشتند، این نویسندگان جدید آگاهی خوبی از کار خود دارند. فاکتورهایی مانند علاقه به موسیقی، نوازدگی، شنوندهی حرفهای بودن و قلم شیوا داشتن همه در این نسل به چشم میآید. این نسل از نویسندگان موسیقی بر خلاف دیگران برای دستمزد، مصاحبه نمیکنند، نمینویسند، گزارش تهیه نمیکنند. بلکه حتی گاهی خود خرج و مخارج عجیب و غریبی برای مصاحبه با یک هنرمند انجام می دهند. این نسل خود را وقف موسیقی میکنند. مقالههایی که اگر هر کدام در روزنامه قرار گیرد میتواند منبع درآمدی باشد، به وسیلهی وبلاگ نویسان در رسانهای قرار میگیرد که حتی بازدیدش در خور این همه زحمت نیست. مگر وبلاگ رسانه نیست؟ چرا هیچ کس به آن استناد نمیکند؟ چرا بازدید آن کم است؟ چرا وبلاگها برای بسیاری یک زرد نامه اند؟ اینها سوالاتیست که تمامشان یک راه حل مشترک داشت و آن برگزاری جشنوارهی وبلاگها و سایتهای موسیقی بود.
اهداف بسیاری در آیین نامهی جشنواره ذکر شده. این که وبلاگها به عنوان یک رسانه لااقل در ذهن مخاطبان رسمی شوند و اینکه حرف صاحبان وبلاگهای هنری به گوش خود موسیقیدانان برسد میتوانست بهانهی کافی را برای ادامهی کار به ما بدهد. جشنوارهای که از متن وبلاگ نویسان موسیقی برخواسته و از هیچ نهادی خط نمیگیرد. تنها پشتیبانی معنوی و مالی خانهی محترم موسیقی، برای عدم درگیری با ارشاد برای گرفتن مجوز و دیگر نامهنگاریهای مرسوم است. خانه ی موسیقی، خط آزاد فکری جشنواره را ارج نهاده . دکتر سریر نیز پیشتر در نشست اسفند 87 گفته بود: « ما به دنبال تولید اندیشه ایم نه محدود کردن آن». این نگاه خانه ی موسیقی به جشنواره قوت قلبی برای برگزار کنندگان آن بود.
جشنوارهی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران میتواند فرصت خوبی باشد برای ارزیابی آرای مخاطبان موسیقی. مخاطبانی که خود یک رسانهاند، برای استفادهی بهتر از این اندیشهها تنها راه برگزاری با شکوه این جشنواره است و این محقق نمیشود بجز شرکت هر چه بشتر وبلاگ نویسان موسیقی در این جشنواره.
* مسئول روابط عمومی جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران
تاریخ انتشار : جمعه 29 خرداد 1388 - 00:00
دیدگاهها
سلام جناب نویدی.
مقاله یا بهتر بگم دفاعیه خوبی بود، ممنون.
فکر کنم شما هم از همون نسل جدید هستین. پس براتون آرزوی موفقیت می کنم.
به امید پیشرفت.
salam, khoshhal shodam az in khabar, faghat kash lotf konin va dar asra'e vaght tarikhe daghighesh ro ba address e'elam konin. ta mani ke az shahrestan mikham biam betunam barnamam ro hamahang konam. fekr konam kheyliaye dige ham mesle man bashan........ ba tashakkor
افزودن یک دیدگاه جدید