مطلب ارزنده و نسبتا جامعی بود ، ممنون
یمینی به نظر بنده قطعا پیشروترین موزیسین پاپ این مملکته.
آلبوم *امان از* آشکارا یه جهش و اتفاق بزرگ بود که هنوز هم دست نیافتنی به نظر میاد. خود آهنگ امان از آبرومندترین اثر راک از یک هنرمند ایرانیه.
برای مشخص شدن اختلاف سطح آهنگسازی عبدی کافیه به طور مشخص قطعه ی *به تکرار غم نیما* رو با بهترین ساخته های دیگر بزرگان مقایسه کرد. واقعا اینهمه دقت و حوصله و ذوق و سلیقه شگفت انگیزه ! از اون اورتور و مقدمه چینی طولانی ( البته بجا)، تغییر گام های فوق العاده تا استفاده ی حیرت آور از سینتی سایزر برای افکت های الکتریک گیتار ، همه چیز مهیای یک شاهکار بی بدیل شد. *به بچه هامون چی بگیم* هم که حرف اردلان سرفراز رو به رساترین شکل ممکن فریاد کرد.
بزرگترین برگ برنده ی یمینی تسلط عجیبی بود که روی کیبورد داشت و از این ساز بهترین استفاده رو برای زیر سازی کاراش کرد.
هر چی فکر میکنم چه نقطه ضعفی تو کار این بشر میشه پیدا کرد به نتیجه ای نمیرسم همه چیز در بالاترین سطح
یه کار بزرگی که عبدی کرد وتا حالا چندان بهش پرداخته نشده بازسازی مجدد بعضی از آهنگ های دهه ی 50 بود که با صدای داریوش ارایه شده بودن که اگر چه ملودی های بسیار قوی و همچنین تنظیم خوبی برای اون سالها بودن ولی برای دهه های بعد کمی کهنه و غبارآلود به نظر میرسیدن که عبدی با تنظیم مجدد و گسترش ملودی بعضی از اونها ، کاری بمراتب شنیدنی تر رو عرضه کرد مثل : رهگذار عمر ، وطن پرنده ی پر در خون ، به من نگو دوست دارم ، علی کنکوری ، جنگل ، بن بست ،اجازه ، خونه ،شقایق ، زندونی ... و به خصوص پریا که این یکی حقیقتا خوش شانس ترین ملودی بود که دست یمینی افتاد( آلبوم صحنه 1 و 2 ) شخصا اجراهایی که با تنظیم عبدی ضبط شدن رو به اجرای اورجینال این آهنگ ها ترجیح میدم.
رهبری ارکستر داریوش از مهمترین کارهای این بزرگ بود ، کافیه به کیفیت کنسرت هایی که پیش و پس از ایشان اجرا شده نگاه کنیم ، تفاوت تا چه اندازه؟
جایی خوندم که بازگشت یمینی به ایران در اواسط دهه نود بدلیل مشکلات شخصی بوده ؛ اینم بزرگترین بدشانسی ! هنرمندی در اوج زایش و آفرینش باید اینجوری متوقف بشه. ( البته کاری که برای محمد خاکپور کرد زیبا بود ولی در مقایسه با میراثی که در لوس آنجلس بجا گداشت خیلی کم بود)
یه اعتراض کوچیک به آقای قادری : به میان کشیدن نام علیرضا عصار چه ارتباطی با مبحث نوازندگی پیانو و آهنگسازی داشت؟ صرف اینکه ایشان گاهی برای دل خودشان پیانو مینوازند اونم با کیفیت متوسط میتونه دلیلی بر لحاظ شدن نام ایشون تو مقاله ی شما باشه؟!
و یک پیشنهاد : بابک افشار ، منوچهر چشم آذر ، آندرانیک ، صادق نوجوکی هنوز دیر نشدن!
نور دیروز و هنوزم
ای چراغ سایه سوزم
گر بگیر از شام بی ما
تا ته روز مبادا
مطلب ارزنده و نسبتا جامعی بود ، ممنون
یمینی به نظر بنده قطعا پیشروترین موزیسین پاپ این مملکته.
آلبوم *امان از* آشکارا یه جهش و اتفاق بزرگ بود که هنوز هم دست نیافتنی به نظر میاد. خود آهنگ امان از آبرومندترین اثر راک از یک هنرمند ایرانیه.
برای مشخص شدن اختلاف سطح آهنگسازی عبدی کافیه به طور مشخص قطعه ی *به تکرار غم نیما* رو با بهترین ساخته های دیگر بزرگان مقایسه کرد. واقعا اینهمه دقت و حوصله و ذوق و سلیقه شگفت انگیزه ! از اون اورتور و مقدمه چینی طولانی ( البته بجا)، تغییر گام های فوق العاده تا استفاده ی حیرت آور از سینتی سایزر برای افکت های الکتریک گیتار ، همه چیز مهیای یک شاهکار بی بدیل شد. *به بچه هامون چی بگیم* هم که حرف اردلان سرفراز رو به رساترین شکل ممکن فریاد کرد.
بزرگترین برگ برنده ی یمینی تسلط عجیبی بود که روی کیبورد داشت و از این ساز بهترین استفاده رو برای زیر سازی کاراش کرد.
هر چی فکر میکنم چه نقطه ضعفی تو کار این بشر میشه پیدا کرد به نتیجه ای نمیرسم همه چیز در بالاترین سطح
یه کار بزرگی که عبدی کرد وتا حالا چندان بهش پرداخته نشده بازسازی مجدد بعضی از آهنگ های دهه ی 50 بود که با صدای داریوش ارایه شده بودن که اگر چه ملودی های بسیار قوی و همچنین تنظیم خوبی برای اون سالها بودن ولی برای دهه های بعد کمی کهنه و غبارآلود به نظر میرسیدن که عبدی با تنظیم مجدد و گسترش ملودی بعضی از اونها ، کاری بمراتب شنیدنی تر رو عرضه کرد مثل : رهگذار عمر ، وطن پرنده ی پر در خون ، به من نگو دوست دارم ، علی کنکوری ، جنگل ، بن بست ،اجازه ، خونه ،شقایق ، زندونی ... و به خصوص پریا که این یکی حقیقتا خوش شانس ترین ملودی بود که دست یمینی افتاد( آلبوم صحنه 1 و 2 ) شخصا اجراهایی که با تنظیم عبدی ضبط شدن رو به اجرای اورجینال این آهنگ ها ترجیح میدم.
رهبری ارکستر داریوش از مهمترین کارهای این بزرگ بود ، کافیه به کیفیت کنسرت هایی که پیش و پس از ایشان اجرا شده نگاه کنیم ، تفاوت تا چه اندازه؟
جایی خوندم که بازگشت یمینی به ایران در اواسط دهه نود بدلیل مشکلات شخصی بوده ؛ اینم بزرگترین بدشانسی ! هنرمندی در اوج زایش و آفرینش باید اینجوری متوقف بشه. ( البته کاری که برای محمد خاکپور کرد زیبا بود ولی در مقایسه با میراثی که در لوس آنجلس بجا گداشت خیلی کم بود)
یه اعتراض کوچیک به آقای قادری : به میان کشیدن نام علیرضا عصار چه ارتباطی با مبحث نوازندگی پیانو و آهنگسازی داشت؟ صرف اینکه ایشان گاهی برای دل خودشان پیانو مینوازند اونم با کیفیت متوسط میتونه دلیلی بر لحاظ شدن نام ایشون تو مقاله ی شما باشه؟!
و یک پیشنهاد : بابک افشار ، منوچهر چشم آذر ، آندرانیک ، صادق نوجوکی هنوز دیر نشدن!
نور دیروز و هنوزم
ای چراغ سایه سوزم
گر بگیر از شام بی ما
تا ته روز مبادا