نمیدانم این چه دنیایی است که تا کسی از ما انتقاد میکند به او حمله میکنیم. گذشتهاش را رو میکنیم. پرونده درست میکنیم. او را به انگلیس و ... میچسبانیم و افتراهای دیگر به او میبندبم.
چرا آن روز نمیآید که مثلا صداوسیما بگوید استاد بفرمایید با هم صحبت کنیم تا ببینیم مشکل کجاست و شما از چه رنجیدهاید؟ چون ما حاضر نیستیم در صداوسیمای مملکت اسلامی بزرگترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی از ما برنجد!!! اما به جای آن لج هم میکنیم و میگوییم اصلا ربنا را هم پخش نمیکنیم!!! لذت نوستالژیک پای سفرهی افطار ایرانی به صدای ربنای قبل از اذان موذنزاده اش است که آقایان به خاطر لج بازی با استاد این را هم از مردم دریغ میدارند. میبینید فرهنگ رسانه را؟؟ آیا مردم دوست ندارند ربنا بشنوند؟
اما:
الف)
آقای رهگذر، فرمودهاید اگر آثار شجریان هم پخش نشود هیچ اتفاقی نمیافتد(البته با لحنی به دور از ادب که بنده تعدیلاش کردهام!) نمیدانم از او بزرگتر در آسمان هنر ایران چه کسی را میتوان یافت. خوب اگر اینها را هم از دست بدهیم از شما میپرسم، چه کسی برای صداوسیما و این مملکت باقی میماند که همسنگ این چند بزرگ باقیماندهی موسیقی مملکتمان باشد؟(به به از این حفظ میراث فرهنگی-هنری که صداوسیمای عزیزمان میکند!!). به غیر از چند هنرمند جوان بینام و نشان با صدای همه یکسان و موسیقی چروک شدهی سازمان صداوسیما که از رادیو و تلویزین بارها شنیدهایم چه کسانی و چه آثاری را میتوانید نام ببرید؟ موسیقی این مملکت اگر افتخاری هم دارد به نام امثال شجریانها دارد نه دستگاه عریض متبوع شما.
ب)
در چندجا اشاره کردهاید که استاد هرچه دارد از انقلاب دارد. نمیدانم شما تا چه اندازه دل به موسیقی ایران داده اید ولی سوال من این است موسیقی اصیل ایرانی بعد از انقلاب رونق بیشتری داشت یا قبل از آن؟ به طور قطع موسیقی ایران بعد از انقلاب بسیار ضربه دید. معتقدم مظلومترین هنر بعد از انقلاب، موسیقی است. این که چرا این طور فکر میکنم بسط و فصل بسیار میخواهد که از آن در این فرصت میگذرم. اما فقط سوالی میپرسم: آیا در طول این سی سال صداوسیما کوچکترین قدم موثر و قابل توجهی برای رونق و شکوفایی هنر موسیقی بر داشتهاست؟ از این گذشته خوب آقای شجریان قبل از انقلاب شروع کارشان بود و چندان محبوبیت نداشتند( مثل هر هنرمند دیگر تازهکاری) و بخت این طور رقم زد که آغاز دورهی حرفهای فعالیتهای او همزمان با انقلاب شد. این یک روند طبیعی است. بعد از انقلاب هم ایشان همراه و همپای مردم کارشان را ادامه دادند. خوب این چه ربطی به انتقاد جدی ایشان از صداوسیما در زمان حال دارد. مگر ایشان به دلیل اختلاف با نظام و این حرفها این انتقاد را کردهاست؟!
ج)
باز اشاره کرده اید به این مضمون که ایشان قبل از انقلاب با رژیم جنایتکار و بد و بیادب و بیتربیتِ بد همکاری میکرده است!!! توصیه میکنم کمی اطلاعاتتان را دربارهی استاد بالا ببرید. کتاب رازمانا که شرح حال ایشان از زبان خودشان است را مطالعه بفرمایید. ایشان اصلا تمایلی به ورود به صداسیما در آن زمان نداشتند و بنا به اصرار دوستان و با کراهت وارد سازمان شدند. استاد گفتهاند به این مضمون که از ابتدا هم میدانستم این تلویزیون قرار نیست دلش به حال هنر بسوزد. به همین دلیل سرانجام نیز در همان دوران همراه برخی افراد از جمله جناب هوشنگ ابتهاج از سازمان صداوسیما استعفا کردند. ایشان معتقدند که پس از انقلاب هم رویکرد صداوسیما نسبت به موسیقی به همان اندازه نامهربانانه است که قبل از انقلاب بود. او از رواج موسیقی غیرارزشی در آن دوران انتقاد داشت. قبل از آن هم او یک قاری حرفهای قرآن بود(گویا مقام دوم جهانی هم کسب کرد در مالزی) و در خراسان معلمی میکرد. نمیدانم چه طور میشود همهی اینها را دانست و ربنای استاد را شنید و جوری مقاله نوشت که انگار رژیم طاغوت منفور به شجریان گفته من رژیم طاغوتم تو هم بیا برو توی صداوسیمای من مفسد شو و با من ِ جنایتکار همکاری کن!!!
میتوانم 5 برابر مقاله شما مطلب بنویسم در جواب متن کم محتوایتان که تنها شاید هم فکران شما را میتواند قانع کند، ولی بیش از این فرصت ندارم.
به نظرم مقالهتان را باید به سایتی مثل رجا نیوز و امثالهم میدادید. آنجاها بیشتر موافق خواهید داشت. چقدر حیف که زمان کوتاه است و قلمم کند(تایپ من کند) و حرف بسیار! بدانید کسانی هم در این دنیا هستند که مخالف شمایند ولی حقاند. پیوسته حق نگهدارتان.
بنده هم چند کلامی با این آقای سرشار داشتم:
نمیدانم این چه دنیایی است که تا کسی از ما انتقاد میکند به او حمله میکنیم. گذشتهاش را رو میکنیم. پرونده درست میکنیم. او را به انگلیس و ... میچسبانیم و افتراهای دیگر به او میبندبم.
چرا آن روز نمیآید که مثلا صداوسیما بگوید استاد بفرمایید با هم صحبت کنیم تا ببینیم مشکل کجاست و شما از چه رنجیدهاید؟ چون ما حاضر نیستیم در صداوسیمای مملکت اسلامی بزرگترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی از ما برنجد!!! اما به جای آن لج هم میکنیم و میگوییم اصلا ربنا را هم پخش نمیکنیم!!! لذت نوستالژیک پای سفرهی افطار ایرانی به صدای ربنای قبل از اذان موذنزاده اش است که آقایان به خاطر لج بازی با استاد این را هم از مردم دریغ میدارند. میبینید فرهنگ رسانه را؟؟ آیا مردم دوست ندارند ربنا بشنوند؟
اما:
الف)
آقای رهگذر، فرمودهاید اگر آثار شجریان هم پخش نشود هیچ اتفاقی نمیافتد(البته با لحنی به دور از ادب که بنده تعدیلاش کردهام!) نمیدانم از او بزرگتر در آسمان هنر ایران چه کسی را میتوان یافت. خوب اگر اینها را هم از دست بدهیم از شما میپرسم، چه کسی برای صداوسیما و این مملکت باقی میماند که همسنگ این چند بزرگ باقیماندهی موسیقی مملکتمان باشد؟(به به از این حفظ میراث فرهنگی-هنری که صداوسیمای عزیزمان میکند!!). به غیر از چند هنرمند جوان بینام و نشان با صدای همه یکسان و موسیقی چروک شدهی سازمان صداوسیما که از رادیو و تلویزین بارها شنیدهایم چه کسانی و چه آثاری را میتوانید نام ببرید؟ موسیقی این مملکت اگر افتخاری هم دارد به نام امثال شجریانها دارد نه دستگاه عریض متبوع شما.
ب)
در چندجا اشاره کردهاید که استاد هرچه دارد از انقلاب دارد. نمیدانم شما تا چه اندازه دل به موسیقی ایران داده اید ولی سوال من این است موسیقی اصیل ایرانی بعد از انقلاب رونق بیشتری داشت یا قبل از آن؟ به طور قطع موسیقی ایران بعد از انقلاب بسیار ضربه دید. معتقدم مظلومترین هنر بعد از انقلاب، موسیقی است. این که چرا این طور فکر میکنم بسط و فصل بسیار میخواهد که از آن در این فرصت میگذرم. اما فقط سوالی میپرسم: آیا در طول این سی سال صداوسیما کوچکترین قدم موثر و قابل توجهی برای رونق و شکوفایی هنر موسیقی بر داشتهاست؟ از این گذشته خوب آقای شجریان قبل از انقلاب شروع کارشان بود و چندان محبوبیت نداشتند( مثل هر هنرمند دیگر تازهکاری) و بخت این طور رقم زد که آغاز دورهی حرفهای فعالیتهای او همزمان با انقلاب شد. این یک روند طبیعی است. بعد از انقلاب هم ایشان همراه و همپای مردم کارشان را ادامه دادند. خوب این چه ربطی به انتقاد جدی ایشان از صداوسیما در زمان حال دارد. مگر ایشان به دلیل اختلاف با نظام و این حرفها این انتقاد را کردهاست؟!
ج)
باز اشاره کرده اید به این مضمون که ایشان قبل از انقلاب با رژیم جنایتکار و بد و بیادب و بیتربیتِ بد همکاری میکرده است!!! توصیه میکنم کمی اطلاعاتتان را دربارهی استاد بالا ببرید. کتاب رازمانا که شرح حال ایشان از زبان خودشان است را مطالعه بفرمایید. ایشان اصلا تمایلی به ورود به صداسیما در آن زمان نداشتند و بنا به اصرار دوستان و با کراهت وارد سازمان شدند. استاد گفتهاند به این مضمون که از ابتدا هم میدانستم این تلویزیون قرار نیست دلش به حال هنر بسوزد. به همین دلیل سرانجام نیز در همان دوران همراه برخی افراد از جمله جناب هوشنگ ابتهاج از سازمان صداوسیما استعفا کردند. ایشان معتقدند که پس از انقلاب هم رویکرد صداوسیما نسبت به موسیقی به همان اندازه نامهربانانه است که قبل از انقلاب بود. او از رواج موسیقی غیرارزشی در آن دوران انتقاد داشت. قبل از آن هم او یک قاری حرفهای قرآن بود(گویا مقام دوم جهانی هم کسب کرد در مالزی) و در خراسان معلمی میکرد. نمیدانم چه طور میشود همهی اینها را دانست و ربنای استاد را شنید و جوری مقاله نوشت که انگار رژیم طاغوت منفور به شجریان گفته من رژیم طاغوتم تو هم بیا برو توی صداوسیمای من مفسد شو و با من ِ جنایتکار همکاری کن!!!
میتوانم 5 برابر مقاله شما مطلب بنویسم در جواب متن کم محتوایتان که تنها شاید هم فکران شما را میتواند قانع کند، ولی بیش از این فرصت ندارم.
به نظرم مقالهتان را باید به سایتی مثل رجا نیوز و امثالهم میدادید. آنجاها بیشتر موافق خواهید داشت. چقدر حیف که زمان کوتاه است و قلمم کند(تایپ من کند) و حرف بسیار! بدانید کسانی هم در این دنیا هستند که مخالف شمایند ولی حقاند. پیوسته حق نگهدارتان.