
یادتان هست؟
نمیدانم این حرکت استاد چقدر مهم بوده است که مخالفان محترم به هر دری میزنند تا بتوانند پاسخی بر حرکت استاد بیابند اما حیف که نمی توانند !!!
هدف من از جوابیه دفاع از هنرمندی بوده است که سالیان سال است برای هنر این مرز و بوم تلاش میکند و عده ای نابخردانه و از سر تنها تعصب سخنانی را بر زبان جاری میکنند که سراسر سفسطه و مغالطه و پیش فرض های بی اساس است .
تخریب و تحقیر هنرمندی چون شجریان نه تنها هنر نیست که نشان از بی هنری محض تخریب کننده دارد .
به اعتقاد من هر انسانی در حد و اندازه های نقد و توهین به شجریان نیست . مع الوصف این در جوابیه نه جنبه سیاسی مطرح بوده و نه تخریب حزب و یا گروهی خاص بر خلاف عقاید این احزاب که تنها هدف آن تخریب است .
جوابیه :
جناب سرشار . . .
با عرض پوزش از شما نکاتی را در مورد مطلبتان لازم دیدم متذکر گردم .
در ابتدا این را بدانید که در تمام سخنان من بویی از تعصب نمی آید حد اقل در این مورد .
دوران کودکی من مالامال بود از خاطرات قصه های ظهر جمعه ای سرشار برایمان تعریف میکرد .رضا رهگذر را نویسنده ای بزرگ میدانستم که افکارش با افکار صدا و سیما بسیار متفاوت است اگرچه خود نیز از آنهاست .
اما اکنون دیدم افکارش نیز با صدا و سیماست .
جناب رهگذر ...
خاطرات گذشته را خط خطی کردید و نمیدانم باید از این بابت از شما متشکر بود یا نه .
بگذریم .
نمیدانم این آقای شجریانی که شما آن را نمیپسندید چگونه خاری ست که بر چشم مخالفان خود فرو گشته است که هر بلا نسبت شما نادان و احمقی که تا کنون خودکاری را در دستان خود دیده است برعلیه اش مطلب مینوسد تا شاید کمی از درد و تالمات این خار در چشم فرو رفته بکاهد .
دوست عزیز . . .
شما بر شجریان ایراد گرفتید که نام سیاوش را بر خود نهاده است .
چرا شما ؟
شجریان که در آن زمان سیاوش بود و هم اکنون محمدرضا شجریان ؛ اما شما از آن زمان مشخص نبود که محمدرضا سرشارید یا رضا رهگذر .
پس لطفا در این مورد افاضه نفرمائید .
در بخشی نیز گفته اید که چرا اصحاب رسانه قضیه ای به این کوچکی را اینقدر بزرگ جلوه میدهند .
میخواهم پاسخ شما را بدهم تا احیانا شما بزرگوار را از سردرگمی بیرون آورم .
به همان علت که شما اکنون پس از گذشت ماهها به فکر پاسخ دادن به شجریان افتاده اید . به همان علت که اگر این قضیه کوچک نبود هیچگاه اینقدر به آن اهمیت داده نمیشد .
شما دیگر چرا ؟ آقای محمد رضا رهگذر یا رضا سرشار و یا محمدرضا سرشار یا رضا رهگذر مگر آقای شجریان انسانی عادیست که به پخش آثارش در صدا وسیما افتخار کند ؟ مگر فردی عادیست که همان که دوربین شکلش در تلویزیون نشان داد به تمام اقوام و خویشان تلفن بزندو حضور اتفاقی چند ثانیه ای اش را از سر افتخار به تمام دنیا مخابره کند ؟ دیدید ؟ دیدید که شجریان را هنوز نمی شناسید ؟ پس به شما حق خواهم داد اگر ادعا نمائید که صدایش جذاب نیست و بر این سخن خود مطمئن تر خواهم گشت که هر [...] که قلم را دیده است بر خود جسارت تاختن بر اساتید هنر ایران زمین را میدهد .
از سخنان من رنجیده نشوید .
حق است همانطور که شما سخن حق گفته اید .
جناب رهگذر یا سرشار : این را مطمئن باشید و چشمهاتان را کاملا باز کنید که در دوره کنونی پخش شدن صدای هنرمندی چون همایون شجریان برای ایشان نه افتخار است و نه شهرت که ایشان به اندازه خودشان کسب شهرت نموده اند . و نیازی نیست که صدا و سیمایی که برای جذب مخاطب کم مانده ساسی مانکن را هم با پارمیدایش به روی آنتن ها بیاورد صدای مخملی همایون را پخش کند .
ایکاش در زمانی که متن تان را میخواندم در کنار من بودید و میدید چه قهقهه ای سر دادم زمانی که پاراگراف آخر متن را خواندم . در آن زمان به یاد ای ایرانی افتادم که همه جنجالها بر سر اوست . به یاد شب است و چهره میهن سیاهه . . . یادتان هست آقای مبارز ؟ چاوش را میشناسید ؟ یادتان هست آهنگهای حماسی و انقلابی شجریان را در آن موقع با چاوشیان ؟ آقای مبارز ؟
یادتان هست ؟ که اینهمه زیاده گویی میکنید ؟
در ضمن شما خود مواظب باشید تا از جامانده های آن قطار نباشید نمیخواهد نگران بقیه شوید .
رنگ رخسارتان چرا اینگونه است ؟
هدف من از جوابیه دفاع از هنرمندی بوده است که سالیان سال است برای هنر این مرز و بوم تلاش میکند و عده ای نابخردانه و از سر تنها تعصب سخنانی را بر زبان جاری میکنند که سراسر سفسطه و مغالطه و پیش فرض های بی اساس است .
تخریب و تحقیر هنرمندی چون شجریان نه تنها هنر نیست که نشان از بی هنری محض تخریب کننده دارد .
به اعتقاد من هر انسانی در حد و اندازه های نقد و توهین به شجریان نیست . مع الوصف این در جوابیه نه جنبه سیاسی مطرح بوده و نه تخریب حزب و یا گروهی خاص بر خلاف عقاید این احزاب که تنها هدف آن تخریب است .
جوابیه :
جناب سرشار . . .
با عرض پوزش از شما نکاتی را در مورد مطلبتان لازم دیدم متذکر گردم .
در ابتدا این را بدانید که در تمام سخنان من بویی از تعصب نمی آید حد اقل در این مورد .
دوران کودکی من مالامال بود از خاطرات قصه های ظهر جمعه ای سرشار برایمان تعریف میکرد .رضا رهگذر را نویسنده ای بزرگ میدانستم که افکارش با افکار صدا و سیما بسیار متفاوت است اگرچه خود نیز از آنهاست .
اما اکنون دیدم افکارش نیز با صدا و سیماست .
جناب رهگذر ...
خاطرات گذشته را خط خطی کردید و نمیدانم باید از این بابت از شما متشکر بود یا نه .
بگذریم .
نمیدانم این آقای شجریانی که شما آن را نمیپسندید چگونه خاری ست که بر چشم مخالفان خود فرو گشته است که هر بلا نسبت شما نادان و احمقی که تا کنون خودکاری را در دستان خود دیده است برعلیه اش مطلب مینوسد تا شاید کمی از درد و تالمات این خار در چشم فرو رفته بکاهد .
دوست عزیز . . .
شما بر شجریان ایراد گرفتید که نام سیاوش را بر خود نهاده است .
چرا شما ؟
شجریان که در آن زمان سیاوش بود و هم اکنون محمدرضا شجریان ؛ اما شما از آن زمان مشخص نبود که محمدرضا سرشارید یا رضا رهگذر .
پس لطفا در این مورد افاضه نفرمائید .
در بخشی نیز گفته اید که چرا اصحاب رسانه قضیه ای به این کوچکی را اینقدر بزرگ جلوه میدهند .
میخواهم پاسخ شما را بدهم تا احیانا شما بزرگوار را از سردرگمی بیرون آورم .
به همان علت که شما اکنون پس از گذشت ماهها به فکر پاسخ دادن به شجریان افتاده اید . به همان علت که اگر این قضیه کوچک نبود هیچگاه اینقدر به آن اهمیت داده نمیشد .
شما دیگر چرا ؟ آقای محمد رضا رهگذر یا رضا سرشار و یا محمدرضا سرشار یا رضا رهگذر مگر آقای شجریان انسانی عادیست که به پخش آثارش در صدا وسیما افتخار کند ؟ مگر فردی عادیست که همان که دوربین شکلش در تلویزیون نشان داد به تمام اقوام و خویشان تلفن بزندو حضور اتفاقی چند ثانیه ای اش را از سر افتخار به تمام دنیا مخابره کند ؟ دیدید ؟ دیدید که شجریان را هنوز نمی شناسید ؟ پس به شما حق خواهم داد اگر ادعا نمائید که صدایش جذاب نیست و بر این سخن خود مطمئن تر خواهم گشت که هر [...] که قلم را دیده است بر خود جسارت تاختن بر اساتید هنر ایران زمین را میدهد .
از سخنان من رنجیده نشوید .
حق است همانطور که شما سخن حق گفته اید .
جناب رهگذر یا سرشار : این را مطمئن باشید و چشمهاتان را کاملا باز کنید که در دوره کنونی پخش شدن صدای هنرمندی چون همایون شجریان برای ایشان نه افتخار است و نه شهرت که ایشان به اندازه خودشان کسب شهرت نموده اند . و نیازی نیست که صدا و سیمایی که برای جذب مخاطب کم مانده ساسی مانکن را هم با پارمیدایش به روی آنتن ها بیاورد صدای مخملی همایون را پخش کند .
ایکاش در زمانی که متن تان را میخواندم در کنار من بودید و میدید چه قهقهه ای سر دادم زمانی که پاراگراف آخر متن را خواندم . در آن زمان به یاد ای ایرانی افتادم که همه جنجالها بر سر اوست . به یاد شب است و چهره میهن سیاهه . . . یادتان هست آقای مبارز ؟ چاوش را میشناسید ؟ یادتان هست آهنگهای حماسی و انقلابی شجریان را در آن موقع با چاوشیان ؟ آقای مبارز ؟
یادتان هست ؟ که اینهمه زیاده گویی میکنید ؟
در ضمن شما خود مواظب باشید تا از جامانده های آن قطار نباشید نمیخواهد نگران بقیه شوید .
رنگ رخسارتان چرا اینگونه است ؟
تاریخ انتشار : شنبه 24 مرداد 1388 - 00:00
دیدگاهها
بنده هم چند کلامی با این آقای سرشار داشتم:
نمیدانم این چه دنیایی است که تا کسی از ما انتقاد میکند به او حمله میکنیم. گذشتهاش را رو میکنیم. پرونده درست میکنیم. او را به انگلیس و ... میچسبانیم و افتراهای دیگر به او میبندبم.
چرا آن روز نمیآید که مثلا صداوسیما بگوید استاد بفرمایید با هم صحبت کنیم تا ببینیم مشکل کجاست و شما از چه رنجیدهاید؟ چون ما حاضر نیستیم در صداوسیمای مملکت اسلامی بزرگترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی از ما برنجد!!! اما به جای آن لج هم میکنیم و میگوییم اصلا ربنا را هم پخش نمیکنیم!!! لذت نوستالژیک پای سفرهی افطار ایرانی به صدای ربنای قبل از اذان موذنزاده اش است که آقایان به خاطر لج بازی با استاد این را هم از مردم دریغ میدارند. میبینید فرهنگ رسانه را؟؟ آیا مردم دوست ندارند ربنا بشنوند؟
اما:
الف)
آقای رهگذر، فرمودهاید اگر آثار شجریان هم پخش نشود هیچ اتفاقی نمیافتد(البته با لحنی به دور از ادب که بنده تعدیلاش کردهام!) نمیدانم از او بزرگتر در آسمان هنر ایران چه کسی را میتوان یافت. خوب اگر اینها را هم از دست بدهیم از شما میپرسم، چه کسی برای صداوسیما و این مملکت باقی میماند که همسنگ این چند بزرگ باقیماندهی موسیقی مملکتمان باشد؟(به به از این حفظ میراث فرهنگی-هنری که صداوسیمای عزیزمان میکند!!). به غیر از چند هنرمند جوان بینام و نشان با صدای همه یکسان و موسیقی چروک شدهی سازمان صداوسیما که از رادیو و تلویزین بارها شنیدهایم چه کسانی و چه آثاری را میتوانید نام ببرید؟ موسیقی این مملکت اگر افتخاری هم دارد به نام امثال شجریانها دارد نه دستگاه عریض متبوع شما.
ب)
در چندجا اشاره کردهاید که استاد هرچه دارد از انقلاب دارد. نمیدانم شما تا چه اندازه دل به موسیقی ایران داده اید ولی سوال من این است موسیقی اصیل ایرانی بعد از انقلاب رونق بیشتری داشت یا قبل از آن؟ به طور قطع موسیقی ایران بعد از انقلاب بسیار ضربه دید. معتقدم مظلومترین هنر بعد از انقلاب، موسیقی است. این که چرا این طور فکر میکنم بسط و فصل بسیار میخواهد که از آن در این فرصت میگذرم. اما فقط سوالی میپرسم: آیا در طول این سی سال صداوسیما کوچکترین قدم موثر و قابل توجهی برای رونق و شکوفایی هنر موسیقی بر داشتهاست؟ از این گذشته خوب آقای شجریان قبل از انقلاب شروع کارشان بود و چندان محبوبیت نداشتند( مثل هر هنرمند دیگر تازهکاری) و بخت این طور رقم زد که آغاز دورهی حرفهای فعالیتهای او همزمان با انقلاب شد. این یک روند طبیعی است. بعد از انقلاب هم ایشان همراه و همپای مردم کارشان را ادامه دادند. خوب این چه ربطی به انتقاد جدی ایشان از صداوسیما در زمان حال دارد. مگر ایشان به دلیل اختلاف با نظام و این حرفها این انتقاد را کردهاست؟!
ج)
باز اشاره کرده اید به این مضمون که ایشان قبل از انقلاب با رژیم جنایتکار و بد و بیادب و بیتربیتِ بد همکاری میکرده است!!! توصیه میکنم کمی اطلاعاتتان را دربارهی استاد بالا ببرید. کتاب رازمانا که شرح حال ایشان از زبان خودشان است را مطالعه بفرمایید. ایشان اصلا تمایلی به ورود به صداسیما در آن زمان نداشتند و بنا به اصرار دوستان و با کراهت وارد سازمان شدند. استاد گفتهاند به این مضمون که از ابتدا هم میدانستم این تلویزیون قرار نیست دلش به حال هنر بسوزد. به همین دلیل سرانجام نیز در همان دوران همراه برخی افراد از جمله جناب هوشنگ ابتهاج از سازمان صداوسیما استعفا کردند. ایشان معتقدند که پس از انقلاب هم رویکرد صداوسیما نسبت به موسیقی به همان اندازه نامهربانانه است که قبل از انقلاب بود. او از رواج موسیقی غیرارزشی در آن دوران انتقاد داشت. قبل از آن هم او یک قاری حرفهای قرآن بود(گویا مقام دوم جهانی هم کسب کرد در مالزی) و در خراسان معلمی میکرد. نمیدانم چه طور میشود همهی اینها را دانست و ربنای استاد را شنید و جوری مقاله نوشت که انگار رژیم طاغوت منفور به شجریان گفته من رژیم طاغوتم تو هم بیا برو توی صداوسیمای من مفسد شو و با من ِ جنایتکار همکاری کن!!!
میتوانم 5 برابر مقاله شما مطلب بنویسم در جواب متن کم محتوایتان که تنها شاید هم فکران شما را میتواند قانع کند، ولی بیش از این فرصت ندارم.
به نظرم مقالهتان را باید به سایتی مثل رجا نیوز و امثالهم میدادید. آنجاها بیشتر موافق خواهید داشت. چقدر حیف که زمان کوتاه است و قلمم کند(تایپ من کند) و حرف بسیار! بدانید کسانی هم در این دنیا هستند که مخالف شمایند ولی حقاند. پیوسته حق نگهدارتان.
سلام....
از نوشته های هر دو برزگوار ممنونم....
واقعا از فردی چون سرشار اصلا نباید توقع چیزی بیش از این داشت
چرا که او تنها کار مفیدی که در زندگی اش انجام داده خواندن 4 تا قصه از رادیو در روزهای جمعه بوده...طبیعی است که فکر کند هنر یعنی همان و دور شدن از رادیو وتلوزیون هم یعنی فاجعه....
من نمیدانم به این بنده خدا کی چی گفته که اینقدر عصبانی شده است و فقط فحش خواهر و مادر را نگفته است .ظاهرا بد جایش میسوزد . مگه نه . بازم بگم
اول سلام نوشتنو یاد بگیر بعد...
سلام...
به نظر من هر کسی حق اظهار نظر در مورد استاد رو نداره ،
بدبختی ما آدما اینه که قدر اساطیری مثل استاد رو نمیدونیم و بعد از ،ازدست دادنشون خلاُ شون رو احساس میکنیم.
افزودن یک دیدگاه جدید