برنامه یاد بعضی نفرات
 
musicddi
موسیقی خاص، هنرمندان خاص، مخاطبانِ….؟!
از قدیم الایام رسم بر این بوده که هر کار کم فروش یا به اصلاح «نگیری!» کار خاص است! هر کارگردانی که فیلمش در گیشه شکست می‌خورد اسم فیلمش را می‌گذاشت «خاص پسند!» و اگر همان کارگردان با فیلم بعدی‌اش رکوردها را جا به جا می‌کرد همه موضع می‌گرفتند که او گیشه را هدف گرفته و فیلمش هیچ «ارزش هنری» ندارد! این داستان پرتکراری است که برای همه‌ی اهالی هنر؛ به ویژه هنرمندان سینما و موسیقی آشناست…
خواننده هایی مثل حمید حامی، سام اسدی و خیلی های دیگر که توفیق چندانی از فروش آثارشان به دست نیاورده‌اند همیشه خواننده‌های خاصی بوده اند و آن تعداد معدودی هم که کارهایشان را دنبال می‌کنند خاص پسند! حتی خواننده های پرطرفداری مثل بنیامین، رضا صادقی و… هم که آلبوم هایشان به شدت مورد توجه قرار گرفته و همواره متهم به عامه‌پسندی‌اند هم در برابر قطعات نگیر آلبومشان از همین موضع خاص بودن حمایت میکنند! «این آهنگ را برای مخاطبان خاص ساخته ام!»
موسیقی خاص، هنرمندان خاص و مخاطبان عام! این روزها پیدا کردن مفهوم واژه های «خاص» و «عام» برایم تبدیل به دغدغه ای بزرگ شده است. البته نه معنای لفظی که کاملا واضح است! بلکه معنایی که هنرمندان باورش کرده اند… آیا آنها به هر کار مردم پسندی لقب عامه و به هر کار مردم ناپسندی لقب خاص می دهند؟ آیا از بکار بردن واژه‌های خاص و عام نوع بخصوصی از موسیقی را درنظر دارند؟ آیا از این واژه ها برای خود، سپری ساخته اند تا ضعف هایشان به چشم نیاید؟ آیا…؟
قبل از هر چیز بهتر است تکلیف خودمان را با عبارت «ارزش هنری» روشن کنیم. من فکر می‌کنم هنرمندان ما بیش از حد درگیر قوانین خشک و قدیمی شده اند! یکبار هم که شده با خودتان فکر کنید که اصلا هنر برای چه به وجود آمد؟ چگونه به وجود آمد؟ چه کسی آن را ایجاد کرد؟
از کجا آمد؟ قطعا هیچ کس نمی تواند به این سوالا ت پاسخ های روشن بدهد اما یک چیز را همه ی ما می‌دانیم… همه‌ی ما می‌دانیم که دستگاه‌های موسیقی را موسیقی دانان در طول قرن های گذشته ایجاد کرده‌اند و سده به سده اصلاحش کرده اند تا به این شکل قانونمند به ما برسد. همه می‌دانیم که نت های موسیقی وحی منزل نیستند! به طور کل هنر ایجاد شد تا انسان را تغذیه ی روحی کند. به ویژه موسیقی که از این جهت جایگاه ممتازی دارد. یک زمانی هنرمندان نشستند با آزمون و خطا سازهایی ساختند که وقتی نواخته می شدند صدای خوشی ایجاد می‌کردند. بعدها این سازها اصلاح شدند، انواع پیشرفته‌تری آمدند و همه‌ی این سازها و نواها با یک «میزان» سنجیده شدند؛ آن هم «استقبال» مردم بود. اما هر چه جلوتر آمدیم این میزان کمرنگ تر شد… هرکس کارش را با معیاری که خودش برای خودش ساخته بود می‌سنجید و استقبال و خواست مردم اهمیت خودش را از دست داد.
هنرمندان ما درگیر نوعی تفکر توجیهی شده اند و نمی خواهند بپذیرند که هنر برای مردم است! هنر مثل علوم مهندسی و پزشکی و… نیست که حتما از یکسری مسیرهای علمی مشخص و تعیین شده به نتیجه برسد. هنری ارزشمند و حرفه ای است که بیشتر با مردم عجین باشد…
هرکس در خلوت خودش ممکن است شعر بنویسد. برای خیلی از ما پیش آمده. من در دفتر خاطراتم هر روز یک بیت شعر می نویسم که از نظر خودم شاهکار ادبی جهان است! اما وقتی شعرم رابرای دیگران می خوانم هیچ کس نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند. من با همان شعرهایی که نوشته ام شاعرم، یعنی یک هنرمند، افشین یداللهی هم شاعر است اما فرق من و افشین یداللهی چیست؟ هر دو هنرمندیم چون به هر حال توانسته ایم احساساتمان را که مادی نیستند با ابزار مادی (در اینجا واژها) بیان کنیم فرق اساسی ما آنجاست که من یک هنرمند آماتورم و افشین یداللهی یک هنرمند حرفه ای! چرا؟ چون او می‌تواند احساساتش را جوری بیان کند که تعداد خیلی بیشتری با او همذات پنداری کنند و کسانی که هنرمند نیستند هم خودشان را در آن پیدا کنند. عده ای از هنرمندان کارهایشان با استقبال روبرو نمی‌شود و به دنبال همان تفکر توجیهی که گفتم با چسباندن اسم «خاص» روی کارهایشان به نوعی می‌خواهند خودشان را تبرئه کنند! نمی‌خواهند کمی بیندیشند که کجای کار من اشتباه بود؟ من که ملودی های خوبی داشتم، تنظیم هایم بروز بود، ترانه هام حرفه ای بود… به مردم برنمی گردند تا نظراتشان را بشنوند. وقتی کسی صدایش به گونه ای نیست که خواننده‌ی موفقی باشد ولی درعوض تنظیم کننده‌ی قهاری است چرا باید پشت همان سپر معروف خاص بودن پنهان شود و جوری وانمود کند که انگار خودش
خواسته کارش کم فروش باشد! یا اصلا مخاطب برایش مهم نیست… کاری که قرار است مخاطب نداشته باشد پس برای چه ساخته می شود؟
اینکه بگوییم سلیقه ها متنوع است بحث دیگری است. بله، سلیقه ها در موسیقی بسیار متنوع است و هر هنرمندی با توجه به توانایی هایش برای گروهی از این سلیقه ها کار می کند حالا بسته به اینکه شیوه ی کاری اش چقدر فراگیر باشد کارش با استقبال روبرو می شود؛ بعضی ها پرفروش می شوند و بعضی ها کم فروش.. این فرق می کند با اینکه تا دیدیم کارمان شکست خورد گارد خاص بودن بگیریم و با متهم کردن دیگرانی که کار پرفروش ساخته اند خودمان را توجیه کنیم! این روزها انگار آلبوم کم فروش ساختن تبدیل به نوعی «کلاس» شده است!
تاریخ انتشار : دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 - 00:00

دیدگاه‌ها

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

این واقعا درست نیست که شما رضا صادقی رو که ترانه هاش سراسر دارای مفهوم است رو با بنیامین که ترانه هاش سطحی است و تاریخ مصرف داره رو در یک دسته قرار بدید.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

ta jomleye akhareto0n taghriban manteghi bo0d (albate be gheir az mesalha o moghayeseha)ama jomleye akhar mizane kole matlab ro kharab mikone...!!! gharar nist ke hameye albuma porforo0sh bashe ...
hamunjo0ri ke to0 matlabeto0n goftin saligheha motefavete hala shayad te'dade afradi ke musighiye kam fo0ro0sh ro mipasandan kam bashe ama pas taklife o0na chi mishe?? pas taklife be vojo0d o0madane sabk aslan chi mishe ??(vaghti shoma migin hame bayad tebghe saligheye mardom to0 ye sabk kar konan) momkene aksare mardom dar hale hazer be sabke rap o hip hop go0sh konan, dige musician ha bayad faghat to0 in sabk kar konan ??dige sabkaye rock o classic o blues o trance va etc. bayad beran kenar???

badesham shoma ke darbareye ye farde mobtadi ke harf nemizanin .... moghayesehaee ke kardin ham aslan manteghi nist...

yeki mesle man va amsale man ta hala musice gharbi ro0hemun ro erza karde hala bad az koli 2 nafar peida shodan ke daran motabeghe saligheye jahani kar mikonan.... ba inke te'dadeshun kame ama hadaghal in aasaar mito0nan ham mane mokhatab ke (te'dademun ham kame) ro razi negah daran ham shayad baes beshe ye seri az honarmandamun ke ta hala az tarse feshare 1 sabki garaaei ke to0 keshvaremun bo0de,sabke "khase" khodeshun ro kenar gozashte bo0dan , be sabke "khaseshun" edame bedan.....

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

در بخشی از گفته هاتون که گفتید که فردی در تنظیم بسیار عالی کار میکند، ولی صدایش به گونه ای نیست ...
اگر منظورتان به سیروان خسروی بود ، گمان میکنم در مورد صدای خواننده ها هم به صورت سلیقه ای رفتار می شود. اینکه شما از صدای خواننده ای خوشتان نمی آید، کاری نمی شود کرد ، خوب خوشتان نمی آید.
اینکه تعداد کمی در کشور به صدای خواننده خاصی علاقه دارند دلیل بر خاص بودن آنها یا خواننده ی محبوبشان نیست. دلیل بر این است که بقیه مردم نتونستند با اون کلام و صدا و موسیقی ارتباط بر قرار کنند.

در جهان سبک راک حرف اول و آخر را می زند! همه ی ما میدانیم که سبک اول جهان است، و به زیر شاخه های گوناگونی تقسیم می شود. اما در ایران این سبک طرف داران چندانی ندارد.
یک مثال روشن آلبوم جدید محسن چاوشی هست. چاوشی به صورت خیلی کنترل شده به سمت راک رفت و بسیار در لحن خودش دقت کرد ، تا صرفاً راک نخواند! در واقع چیزی تو مایه های سافت راک را سبک خود قرار داد. اما دیدید که آلبومش با توجه به فروش خوب (اینکه میگم خوب ، نه اینکه فروشش کم بود، منظورم این است که فروش در ایران باید بالاتر از اینها باشد) ، نتوانست با مخطبانش ارتباط بر قرار کند. شاید به خاطر همان لحن کنترل شده او در اجرای قطعات باشد. شاید اگر او اندکی جسارت خود را بیشتر میکرد، و صرفاً راک میخواند اتفاقات بهتری برایش می افتاد.(البته در ایران برای هیچ امری پیش بینی نباید کرد.)

یا در آلبوم جدید بنیامین که جدیداً وارد بازار کرده ! با کمی دقت می شود فهمید که نوع تنظیم کارها و نحوه اجرا بنیامین به سبک R&B میل دارد. البته بسیار بسیار بسیار کنترل شده از کاری که چاوشی کرد.. بنیامین چند سال پیش با ایجاد نوعی لحن خاص، در اجرای خود و نه ایجاد سبک، توانست بازار آشفته آن زمان را تحت تاثیر قرار بدهد. از انتظار می رفت که با هان جسارت در آلبوم جدیدش کار کند که این کار محقق نشد.
[سبک R&B در هم آمیختن دو سبک ریتم و بلوز است. ریتم اند بلوز بر آوازی تاکید دارد که با یک ضرب مشخص تر همراه شده است و این مساله از خصیصه های این نوع موسیقی است.]

نپسندیدن یا پسندیدن در موسیقی ایران به امری سلیقه ای تبدیل شده و این نوع گذینش به هیچ کدام از دو گروه خواننده هایی که شما تقسیم نموده اید نفعی را نمی رساند. چه عام پسند ها و چه خاص پسند ها.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

از توجه و نظرات شما ممنونم. من كارهاي كم فروش رو نفي نكردم همون طور كه گفتم به دليل تنوع سليقه ها بايد كارهاي متفاوتي ساخته بشه. اما به شرط اينكه بپذيريم دليل كم فروش بودن كارمان فراگير نبودن آن تيپ سليقه بين مردم است نه بدسليقگي مردم! بحث من اينجا بود... ما نبايد كارهاي پرفروش را به اين دليل كه پرفروش اند متهم كنيم و كارهاي كم فروش را با چسباندن مهر "خاص پسند بودن" بي دليل بالا ببريم... موسيقي كشور ما با اين همه تنوع هنوز هم نتوانسته همه ي سليقه ها را راضي كند اين نشان مي دهد كه ما در موسيقي هنوزم جاي كار بيشتري داريم.
به نكته ي خوبي اشاره كرديد. سبك راك در همه جاي دنيا حرف اول را مي زند پس اگر در ايران طرفدار چنداني ندارد به دليل ضعف كساني است كه راك مي سازند! آنها بايد بازتاب كارهايشان بين مردم را ببينند و با برنامه ريزي به سمتي حركت كنند كه اين سبك در ايران هم جا بيفتد. اگر از اين كارها استقبال نمي شود اشكال از سليقه ي مردم نيست از كساني است كه اين كارها را خوب نمي سازند همان طور كه خودتان هم به اين موضوع اشاره كرديد...

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

به نظر من خواندهاي مثل حامي يا نيما مسيا كه با اركستر سمپونيك اجرا داشتن ولي فروش خوبي نداشتن مشكلي ندارن . اونا نميخوان با برچسب خاص بودن كم فروش بودن خودشونو توجيح كنن. بلكه افراد جامعه ما و اشخاصي مثل شما كه سطح موسيقي پاييني داريد با اين حرف ميخوايين سليقتونو توجيح كنيد.
قرا رنيست كسي باخ يا شوپن گوش بده . ولي وقتي از 5 تا آلبوم ايي كه وارد بازار ميشن 4 تاشون تو آهنگ ها يه سولوي ساز معمولي توش ندار ولي مردم باهاش حاي ميكنن مشكل از اون يه دونه بنده خدايي كه تو آهنگ اش سولوي قوي ميزاره نيست.
شديم مثل اون مردمي كه معلم نوشت مار ولي يكي عكس مار رو كشيد و مردم اونيكه عكس مارو كشيد رو تائيد كردند.
اگه قرار باشه سبك ها و نوع آهنگ هاي نرمند رو مردم تائين كنند اونموقع كار ها تكرياري ميشه . فقط شعر ها عوض ميشه مثل كار خيلي از خواننده ها . مردم عادت كردن ب هشعر گوش دادن نه آهنگ گوش دادن.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

من که تو این متن مقایسه ای نمی بینم!!!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

ببین پایا جان! اگه مقاله رو خونده باشی می فهمی که این مقاله انتقاد به افکار پوچ امثال توئه که فکر می کنن همه ی مردم سلیقه ی پائینی دارن و خودشون خیلی از مویسقی حالیشونه!!!!!!! من خودم لیسانس موسیقی دارم خیلی بیشتر از امثال شما هم روی انواع موسیقی تحقیق کردم. اتفاقا در حال تالیف یک کتاب جامع درمورد تحولات موسیقی بعد از انقلاب هستم که همه ی انواع موسیقی رو شامل میشه حتی تا نوع زیر زمینی ش بررسی شده... اونایی که کار کم مخاطب می سازن ناموفق اند! تو این موضوع شک نکن! یک زمانی می گفتن موسیقی بی کلام برای آدمای خاصه! اما دیدید که با باران عشق چه اتفاقی افتاد و چه قدر این موسیقی همه گیر شد؟ من کسانی مثل بنیامین رو که کار پرمخاطب می سازن از امثال حامی خیلی خیلی موفق تر می دونم. برای حرفم هم دلایل کارشناسی دارم که تو همون کتابی که گفتم همه شو آوردم... خیلی مفصله. ضمن اینکه بنیامین توی آلبوم جدیدش اشتباهات آلبوم قبلی رو نداره و خیلی موفق تر بوده. صداش هم پخته تر بوده.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

من فکر میکنم اینجا مقایسه بین بنیامین و سیروان خسروی صورت گرفته.
بر خلاف نظر نگارنده معتقدم که سیروان طرفدارای به مراتب دو اتیشه تری داره و این طرفدارا حتی اگه تا 10 سال دیگه هم البوم نده طرفدارش میمونن.
ولی مطمئنا این موضوع در مورد کارهای عامه پسندی مثل بنیامین که صرفا بر روی شعر و لحن (لهجه شمالی بنیامین در البوم جدید رو دقت کنید بهش) استواره صادق نیست.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

من براي اظهار نظرم سعي نكردم از تحصيلات موسيقي و صدابرداريم استفاده كنم و به رخ بقيه بكشم هلن جان . چون ميدونم خيلي هايي كه ميان اينجا هم تحصيلات موسيقي دارن نيازي به داد زدن نيست.
شمايي كه سطح موسيقي تون بالا هستش و فكر ميكنيد كه ليسانس موسيقي تون بالاترين مقطع موسيقي هست بشنيد كار هاي امثال ساسي مانكن و بقيه رو گوش بديد و تبليغ كنيد . ببينيم شما چي به سر موسيقي مياريد .
پس يعني ب نظر شما كارايي مثل شبح بهنام صفاريان يا ساعت 9 سيروان خسروي از كار ايي مثل بنيامين كه فروشش از اون 2 تا آلبوم بيشتره پايين تره آره؟
من تا الان فكر ميكردم سطح موسيقي مردم جامعه پايينه ولي الان ميبينم سطح بعضي از موزيسين ها از مردم هم پايين تره.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

مهساجان! ببینم حامی رو با سام اسدی مقایسه میکنی؟! اصلا این دو تا چه ربطی به هم دارن؟ حامی با مجید انتظامی داره کار میکنه با فرهاد برنجان کار میکنه اون وقت سام اسدی چی؟! پول میده باهاش گفتگو کنن.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

جالب بود! در كل موافقم!

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

هیچ کس نمی خواهد کارهای خاص بسازد.از حامی و نیما مسیحا اسم برده شد.هر دو این عزیزان از سرمایه های موسیقی هستند ولی به هر حال باید فرقی میان آنها و امثال بنیامین و سیروان باشد یا نه؟ من یک مطلب در همین کافه موسیقی نوشتم به نام پدیده های متهم. ساسی مانکن پدیده است....بنیامین پدیده است...سیروان هم پدیده است. در اینها شکی نیست اما فرق اصلی اینجاست که چه کسی موسیقی و کلام استاندارد عرضه می کند. بنیامین و سیروان طرفداران زیادی دارند و البته سبک مختص به خودشان . آنها موسیقی استانداردی را تولید می کنند و مخاطب را هم در نظر می گیرند پس در نتیجه مخاطب بیشتر به آنها متمایل می شود.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

استاد محمد نوری هم سالهاست که یکه تاز موسیقی اپرایی ایرانی ست و یکی از سرمایه های این موسیقی اما آیا درست است که او یا استاد شجریان یا گروه اوهام یا هیچ کس را در یک وزنه بگذاریم و بسنجیم؟ بحث تفاوت سبک همه را قانع می کند که بله...درست نیست مقایسه کنیم!!! اعتقاد دارم در موسیقی پاپ هم همین اتفاق ها میافتد...کسانی هستند که هنوز که هنوز است پاپ اولیه در سالهای 77 تا 81 را دوست دارند و به بعد آن اعتقادی ندارند. چیزی که الان در موسیقی ما است اینست که همه می توانند موسیقی مورد نظر خود را گوش کنند./ از کسی که علاقه به ساسی مانکن دارد تا شجریان و.... ولی بحث استاندارد بودن موسیقی و کلام را اینجا کنار بگذارید. این استاندارد بودن یعنی الک کردن همین موسیقی ها. اینکه کدام توانستند بهتر تولید کنند و مشتری بیشتری جذب کنند.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

بنیامین و سیروان به دلیل نوع سبک کاری شان می توانند ستاره باقی بمانند برخلاف باقی ستاره ها که درجا زدند. یک جاهایی مردم از موسیقی جلوترند و یک جاهایی هم موسیقی از مردم جلوتر است. بنیامین هنگامی که آلبوم 85 را به بازار عرضه کرد از همین قاعده سود برد و همچنین سیروان خسروی. آنها جلوتر از زمان ولی با دید به مخاطب امروزی حرکت کردند و بدین خاطر است که می توانند ستاره بمانند و فقط یک پدیده زودگذر نباشند.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

در پاسخ به علی:
موسیقی پاپ به ذات خود تاریخ مصرف دارد.
در پاسخ به پایا:
قبول کنید که در بخشی از موسیقی پاپ ایران پیشرفت های خوبی بوده.تکرارها و افت موسیقی مشخص است ولی پیشرفت را نمی توان انکار کرد.
در پاسخ به حامد:
بله سیروان خسروی اگر تا 10 سال دیگر آلبوم ندهد طرفدار دارد اما نه برای موزیک خودش بلکه برای تنظیم هایی که برای دیگران انجام می دهد. خوده او به این امر اعتقاد دارد. به مصاحبه های اخیر او رجوع کنید. من که طرفدار سیروان هستم همیشه سعی می کنم کاری از او یا تنظیمش گوش کنم اما اگر سیروان در این چند سال همین تنظیم ها را نداشت آیا باز هم اینقدر طرفدار داشت؟ عامه پسند بودن هم صفت بدی نیست که شما به بنیامین نسبت دادید و البته دچار اشتباه شنوایی در شنیدن صدای او شدید.هیچ کس تا به حال از لهجه حرفی نزده بود و این اولین بار است که می شنویم!!! بنیامین و سیروان باید برای ادامه راه خودشان و اینکه همیشه بتوانند بمانند باید آلبوم بدهند.شکی نیست که موسیقی پاپ هر چقدر خوب هم باشد تاریخ مصرف دارد

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

امید جان، من حرفت رو قبول ندارم که موسیقی پاپ تاریخ مصرف داره!!
اینکه آلبوم یا آهنگی تاریخ مصرف داشت یا نه باید در سال های آینده در موردش بحث کرد. ولی من می گم که اینکه مثلا سیروان کمتر از بنیمین فروخته ، نباید سیروان رو خواننده خاص بدونیم و بنیامین رو خواننده عام پسند.
دوستی میگفت که که نباید این دو رو با هم مقایسه کنیم. من میگم اصلاً نباید مقایسه کنیم. چه این دو نفر، چه کسان دیگر را. هر فرد رو فقط و فقط میشه با خودش و کارهای قبلیش مقایسه کرد. چون در این دنیا هر انسانی طرز فکر خودش رو داره، و پشت تولید هر آهنگی فکر و ایده ای قرار داره.

با این موافقم که باید این گونه تقسیم بندی ها از موسیقی و کلاً از هنر کشور حذف بشه. این خاص و اون عام معنی نمی ده.

بزارید یه مثال در مورد سینما بزنم.
امثال فروش اخراجی هی 2 بسیار خوب بوده، ولی در کل هم مخاطبان و هم منتقدان نسبت به فیلم موضع خوبی ندارند. در اینجا باید طبق تقسیم بندی ها به این فیلم باید گفت یک فیلم عام پسند.
سنتوری رو که یادتون هست. سنتوری فیلمی بود که هم از طرف مخاطبان و هم از نظر منتقدان فیلم خوبی بود و همه در موردش موضع خوبی داشتند. طبق تقسیم بندی ها این فیلم به یک فیلم خاص تبدیل می شد.
اما بیایید تصور کنید، که این فیلم به اکران در می اومد. مطمئنا این فیلم از فروش خوبی بر خوردار میشد. با این اوصاف تقیسیم بندی ما دچار نقض می شد. این فیلم که خاص بود پس چرا پرفروش شد؟؟؟.
اصولاً این نوع تقسیم بندی از پایه مشکل دارد.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

پارسال آلبوم مسعود امامی بعد سه سال از همه گیر شدن قطعه معروف امون بده بیرون اومد. این آلبوم فروش بالایی نداشت. از نظر منتقدان و اکثر کسانی که در داخل کشور موسیقی کار می کنند، و بیشتر کسانی که آلبوم را گوش دادند، آلبوم خوبی بود. اما به فروش بالایی دست نیافت. آیا می شود به آن برچسب خاص بودن چسباند؟ شاید!!
اما من میگم اگر این آلبوم از تبلیقات بهتری بر خوردار بود. می تونست یه آلبوم پر فروش باشه.
مشکلات موسیقی کشور ما بیشتر از اون هست که بخوایم به این نوع تقسیم بندی ها اعتنا بکنیم.

سه شنبه 15 اسفند 1391 - 19:04

با این حرف محمد موافقم و اون تبلیغات که توی موسیقی پاپ و حالا راک که عمده مردم در ارتباط باهاشن خیلی تاثیر داره . و فقط فروش نمی تونه عاملی باشه .

"مهسا خواجه دهی " در حیطه ی موسیقی مردمی با کلام شما موافقم ولی فقط در همین شاخه . اجازه بدید موسیقی گسترده تر باشه و افرادی بیان که واقعآ موسیقی خاص بسازند . مشکل ما همین است که موسیقی های خاص نداریم بعد شما میان موسیقی خاص رو زیر سوال می بیرید و میگید موسیقی برای این به وجود اومده که برای همه مردم باشه ؟

افزودن یک دیدگاه جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
CAPTCHA
This question is for testing whether or not you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.



دانلود موسیقی خاص، هنرمندان خاص، مخاطبانِ….؟! | موسیقی ما